ظرف ۱۷ روزی که از سال جدید گذشته من ۵ شب را نخوابیده ام . یعنی دوره نقاهت بی خوابی اول تمام نشده دومی آمده سراغم . ان شاالله آخرینش چهارشنبه تمام میشود و بعد من خیلی سرحال و کاملا زنده بر می گردم و گوش شیطان کر کلی نوشته نا تمام را تمام می کنم در سال پیش رو ! دیشب اما بین زنگهای تلفنی که مدام چرتم را پاره می کردند خوابهای غریبی دیدم . از عقربهایی که مدام دنبال شکارم بودند تا تصادف های خونین و مالینی که می کردم و گم شدنهایم در خیابانهای سرزمینی که دوردست بود . الان داشتم کل دقایق تکه تکه ای را که دیشب خوابیدم جمع می زدم . در بهترین حالت سه ساعت هم نخوابیده ام اما به چرتهایم که فکر می کنم به این نتیجه می رسم که بیشتر از ۳۰۹ سالی که اصحاب کهف خوابیدند ، خواب بوده ام . راستی نکند زمان در دنیای خواب با این طرف فرق می کند ؟ یادم باشد این نظریه را جزو اکتشافات سال جدید ثبت کنم . ببینم اصلا گفته بودم که من مردنم را خواب دیده ام ؟ یعنی خیلی تر و تمیز و مرتب و شیک سکانس آخر فیلم سینمایی زندگی خودم را نگاه کرده ام . تریلر خوش ساختی بود و خب اسمش حماقت هم اگر باشد آن آخر قصه را برای کتاب داستان خودم پذیرفته ام. اما راست می گویند که بی خوابی عوارض دارد . نه ؟:)
|