دستم به نوشتن نمی رود . نه اینکه موضوع برای نوشتن نداشته باشم . نه! دست بر قضا کلی مطلب هست برای درج در پرونده این ایام . از خودم و کارم و تمام دلمشغولیهای این چند وقت گرفته تا اتفاقات و احساساتی که برای اولین بار در زندگی تجربه می کنم و یا حتی از شکیبایی و رای دادگاهی در کشور همسایه که می تواند تمام محاسبات کاری ام را هم بریزد . نمیدانم اما شاید ذهنم زیاده مشغول است . شاید هم گیج و منگِ سرعت و تعدد اتفاقاتی شده ام که دست کم به این زودی انتظارشان را نداشتم . انگار که غافلگیر شده باشم . البته شاید هم خیلی غافلگیر . |